|
+‡+جون من واسه کسانی هستش که تکو تنها هستن واسه خودشون+‡+
|
||||
| اتماس با ما |
|
|||
دخترک با چشماني خندان و لباس پوسيده رو بروي پدر زحمتکش
ولي ناتوان و عليل خود ايستاده بود و طنين اين جمله را در گوش او مي نواخت
.....روزت مبارک
با تکه هاي کاغذ کادوهاي مختلف که توي خيابون پيدا کرده
? جعبه ي مربعي شکلي را کادو کرده بود. اون جعبه رو روي ميز شکسته ي جلوي
پدرش گذاشت. پدر از ديدن اين هديه بسيار خوشحال شد و با خنده گفت:
مم...مم...ممنونم عزيزم. پدر با ذوق و شوق بسيار کاغذها را کنار زد و در
جعبه را باز کرد اما ناگهان مات و مبهوت ماند. چون درون جعبه چيزي نبود. بلند شد و سر دخترک فرياد
کشيد: هنوز ياد نگرفتي وقتي به کسي هديه اي مي دي يه چيزي بايد تو جعبه
بذاري؟؟؟!!
+
نوشته جديد یکشنبه چهاردهم مهر 1387ساعت 19:14 توسط .•° سامان °•.
|
