(¯`v´¯)به جون من خوش آمدین(¯`v´¯)
+‡+جون من واسه کسانی هستش که تکو تنها هستن واسه خودشون+‡+
با کوله باری از دل تنگی با چمدانی از امید سوار قطار می شد ... و چه سخت مشتاق شنیدن صدای قطار بود ... مشتاق تاریکی و غربت راه های آهنین ... راه هایی که او را از خودش دور میکرد و به خودش می رساند ... راه هایی که میان او بود و راز هایی که بین او و شب ...

پسرک حالا مسافر بود نوشته شده در سه شنبه دهم آبان 1390ساعت
15:29 توسط .•° سامان °•. | |
| Design By : www.joonman.com |


