تبليغاتX
(¯`v´¯)به جون من خوش آمدین(¯`v´¯)

(¯`v´¯)به جون من خوش آمدین(¯`v´¯)

+‡+جون من واسه کسانی هستش که تکو تنها هستن واسه خودشون+‡+

اتماس با ما

 

هیچ کس اشکی برای ما نریخت

هرکه با ما بود از ما میگریخت

 

جون من.دات کام

خواهم امشب از سیاهی باز گویم ماجرا

که در این شبها ی تاریک مرده ام

من در این شب مردگی هایم شتابان زنده ام

+ نوشته جديد یکشنبه شانزدهم اسفند 1388ساعت 16:18 توسط .•° سامان °•. |

غمگین چو پاییزم از من بگذر

شعری غم انگیزم از من بگذر
سر تا به پا شورم عشقم غمم
بگرفته در آتش همچون نورم

  بگذر از من تا به سوز دل بسوزم

جون من

 

 

+ نوشته جديد یکشنبه شانزدهم اسفند 1388ساعت 16:7 توسط .•° سامان °•. |

من به درماندگی صخره و سنگ
                            من به آوارگی ابر و نسیم
من به سرگشتگی آهوی دشت
                            من به تنهایی خود می مانم

joonman.com

 

+ نوشته جديد یکشنبه شانزدهم اسفند 1388ساعت 15:45 توسط .•° سامان °•. |

خيانت تنها اين نيست كه شب را با ديگري بگذراني

خيانت ميتواند دروغ دوست داشتن باشد !

خيانت تنها اين  نيست  كه دستت  را در  خفا در دست ديگري بگذاري

خيانت ميتواند جاري كردن اشك بر ديدگان معصومي باشد.

+ نوشته جديد دوشنبه بیست و هشتم دی 1388ساعت 21:42 توسط .•° سامان °•. |

طراحی مختلف عشق..............

سایز بزرگ تصویر کلیک کنید.


+ نوشته جديد دوشنبه بیست و هشتم دی 1388ساعت 18:43 توسط .•° سامان °•. |

ز دست تو رنجیدمو چیزی نگفتنم

با دیگرانت دیدمو چیزی نگفتم

كلی سفارش كرده بودی من نفهمم

این نكته رو فهمیدمو چیزی نگفتم

+ نوشته جديد دوشنبه بیست و هشتم دی 1388ساعت 17:57 توسط .•° سامان °•. |

زندگي زيباست حتي اگر كور باشي.خوش آهنگ است حتي اگر كر باشي-مسحور كننده است حتي اگر فلج باشي -اما بي ارزش است اگر  ثانيه اي عاشق

+ نوشته جديد دوشنبه بیست و هشتم دی 1388ساعت 15:46 توسط .•° سامان °•. |

دوست واقعي کسي است که دست تو را بگيرد ولي قلب تو را لمس کند اگر شکستن قلب و غرور صدا داشت، عاشقان سکوت شب را ويران مي کردند.

+ نوشته جديد دوشنبه بیست و هشتم دی 1388ساعت 15:22 توسط .•° سامان °•. |

من به دنبال توام

                    تو از من می گریزی

                                             من خواستار توام

                                                                    تو با من می ستیزی

                                                                                                آخرش من از زندگی می گریزم

+ نوشته جديد دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388ساعت 15:51 توسط .•° سامان °•. |

من تورا دار خورده ام آونگ

 ساعتی که گذشته از مردی

ذهن مبهم ، خیال وهم آلود

که از این قصه زنده برگردی

 

+ نوشته جديد دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388ساعت 15:39 توسط .•° سامان °•. |

شب و

  سکوت و

                  خاطره های تو در کمین

من از مرور خاطره ها خسته ام

                     همین.

+ نوشته جديد دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388ساعت 15:19 توسط .•° سامان °•. |

وقتی می افتی دیگر همه چیز تمام می شود

حتی شبیه آدمها وقتی تمام می شوی

بالا نمی روی

آدمهای سر بالایی اهمیت نمی دهند

که خیابان هایی پاییزی

+ نوشته جديد دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388ساعت 15:7 توسط .•° سامان °•. |

مثل دیدن، ندیدن خورشید

 التهاب شقیقه با سر درد

 زنده ام تا نفس نفس دیگر

www.joonman.com

+ نوشته جديد دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388ساعت 14:54 توسط .•° سامان °•. |


 

از خدا پرسيدم:خدايا چطور مي توان بهتر زندگي کرد؟

 

خدا جواب داد :گذشته ات را بدون هيچ تاسفي بپذير،

 

با اعتماد زمان حالت را بگذران و بدون ترس براي آينده آماده شو.

 

ايمان را نگهدار و ترس را به گوشه اي انداز .

 

شک هايت را باور نکن و هيچگاه به باورهايت شک نکن.

 

زندگي شگفت انگيز است فقط اگربدانيد که چطور زندگي کنيد

 

مهم اين نيست که قشنگ باشي ، قشنگ اين است که مهم باشي حتي براي يک نفر.

 

مهم نيست شير باشي يا آهو مهم اين است با تمام توان شروع به دويدن کني

 

كوچك باش و عاشق كه عشق مي داند آئين بزرگ كردنت را

 

بگذارعشق خاصيت تو باشد نه رابطه خاص تو با کسي!

 

موفقيت پيش رفتن است نه به نقطه ي پايان رسيدن

 

فرقى نمي كند گودال آب كوچكى باشى يا درياى بيكران...

 

زلال كه باشى، آسمان در توست .

+ نوشته جديد چهارشنبه هفدهم تیر 1388ساعت 7:14 توسط .•° سامان °•. |

سلام به تمام دوستان خوبم.که همیشه واسم نظر می زاشتن.از همشون تشکر می کنم.

خوب دوستان من این 1 ماهی که لحظه شماری می کردم به پایان رسیدش.وامشب مسافر هستم.ساعت 3 شب.

خوب هر کسی یه سرنوشتی داره.سرنوشت ما هم اینطوریاست دیگه...

یه چند مدت نیستم یعنی اینکه اونجای که دارم میرم دسترسی به هیچی ندارم.فقط دوست دارم.واسم دعا کنید سلامت برمو برگردم.

--------------------------------------------------نکته:
من با عشقو عاشقی مخالف هستم.جون من هم واسه دخترپسرهای تکو تنها طراحی وساخته شده.تا امروز سعی کردم همه رو به تنهای دعوت کنم.
اگرم کسی رو تو زندگی تون راه میدین.قشنگ ودقیق بشناسین طرفتون.رو.عشقه دروغی نباشه.بلکه عشقه پاک باشه..واگر دوستش دارین هیچی واسش کم نزارین.

+ نوشته جديد چهارشنبه نوزدهم فروردین 1388ساعت 2:33 توسط .•° سامان °•. |

72 ساعت تا رفتنم

+ نوشته جديد یکشنبه شانزدهم فروردین 1388ساعت 10:30 توسط .•° سامان °•. |

7 روز تا پایان جون من

+ نوشته جديد سه شنبه یازدهم فروردین 1388ساعت 19:29 توسط .•° سامان °•. |

13 روز تا پایان جون من

+ نوشته جديد چهارشنبه پنجم فروردین 1388ساعت 14:17 توسط .•° سامان °•. |

┓┏┓┏━━┓┏━━┓┏━━┓┏┓┏┓ ┃┗┛┃┃┏┓┃┃┏┓┃┏┓┃┃┃┃ ┃┏┓┃┃┗┛┃┃┗┛┃┃┗┛┃┃┗┛┃ ┃┃┃┃┏┓┃┃━┛┃┏━┛┗┓┏┛ ┗┛┗┛┗┛┗┛┗┛.....♣┛eyd mobarak

+ نوشته جديد پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1387ساعت 17:5 توسط .•° سامان °•. |

19 روز تا پایان جون من

+ نوشته جديد پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1387ساعت 11:12 توسط .•° سامان °•. |

+ نوشته جديد دوشنبه بیست و ششم اسفند 1387ساعت 15:15 توسط .•° سامان °•. |

22 روز تا پایان جون من

+ نوشته جديد جمعه بیست و سوم اسفند 1387ساعت 16:22 توسط .•° سامان °•. |


+ نوشته جديد جمعه بیست و سوم اسفند 1387ساعت 13:48 توسط .•° سامان °•. |

24 روزتاپایانجون من

+ نوشته جديد چهارشنبه بیست و یکم اسفند 1387ساعت 8:27 توسط .•° سامان °•. |

+ نوشته جديد چهارشنبه بیست و یکم اسفند 1387ساعت 8:11 توسط .•° سامان °•. |

+ نوشته جديد چهارشنبه بیست و یکم اسفند 1387ساعت 8:2 توسط .•° سامان °•. |

25 روز تا پایان جون من

+ نوشته جديد سه شنبه بیستم اسفند 1387ساعت 13:54 توسط .•° سامان °•. |

www.joonman.com طراح

27  روز دیگه  تا پایان  جون من

+ نوشته جديد دوشنبه نوزدهم اسفند 1387ساعت 8:23 توسط .•° سامان °•. |

طراح www.joonman.com

خودکشی یعنی شهامت

خودکشی یعنی جسارت

خودکشی یعنی رهایی

===============================
۱ماه تا پایان جون من

+ نوشته جديد دوشنبه دوازدهم اسفند 1387ساعت 11:13 توسط .•° سامان °•. |

طراح جون من. دات. کام

شعار ندهید که زندگی زیباست

عشق و امید وآرزو را غرولند نکنید

در می یابید مرگ را

جون من دات کام

+ نوشته جديد دوشنبه دوازدهم اسفند 1387ساعت 10:38 توسط .•° سامان °•. |

جون من دات کام

خود کشی را

خودکشی ضعف نیست

خودکشی درماندگی نیست

خودکشی جهالت نیست

جون من دات کام.   www.joonman.com

+ نوشته جديد دوشنبه دوازدهم اسفند 1387ساعت 10:14 توسط .•° سامان °•. |

طراح گرافیک جون من دات کام

زمانی که مغزم پیش می رود به هر نا کجا آباد !

وقتی که غده بد خیم زندگی ریشه کرده است بر روحم

زمانی که برای واژه خوشبختی معنایی نمی یابم

لحظه ای که چشمانم به هر سمتی می رود واژه مصیبت را بر دیواره ها می خواند

من در می یابم مرگ را

+ نوشته جديد دوشنبه دوازدهم اسفند 1387ساعت 9:57 توسط .•° سامان °•. |

طراح جون من www.joonman.com

من در می یابم مرگ را

خود کشی را

خودکشی دیوانگی نیست

خودکشی حقارت نیست

خودکشی حماقت نیست

جون من.دات کام

+ نوشته جديد دوشنبه دوازدهم اسفند 1387ساعت 9:22 توسط .•° سامان °•. |

www.joonman.com

آن زمان که دیگر نمی توان ازسیاهی ها سپیدی ساخت

آن هنگام که جغد پیر ترانه های خکستری بر دیوار اتاقم چنبر می زند

زمانی که درد خیمه می بندد بر چهارچوب مغزم

لحظه ای که هر ثانیه همانند پتک می کوبد بر افکارم

من در می یابم مرگ را

+ نوشته جديد دوشنبه دوازدهم اسفند 1387ساعت 9:6 توسط .•° سامان °•. |

۱ماهو ۵ روز دیگه به پایان  جون من

+ نوشته جديد جمعه نهم اسفند 1387ساعت 0:41 توسط .•° سامان °•. |

غارتگر!...

لبخندم را پس بده

می خواهم بخندم

به غرور خرد شده ام

به مادرم

به پدرم

به همه ی لاف زنان

به واژه عشق

به دوستت دارم

مگر از شما ها چه کم دارم

شاید زیادی ساده ام

شاید به نرخ روز نان نمی خورم

و شاید هم حق با شماست

اشک سهم من است.

=========================

1ماهو 10 روز دیگه تا پایان جون من


+ نوشته جديد شنبه سوم اسفند 1387ساعت 21:8 توسط .•° سامان °•. |

شبـــــــــي غم با دل من گفتــگو کرد.

يادمان باشد اگرشاخه گلي چيديم ،

 

وقت پرپر شدنش سوز و نوايي نكنيم...

 

پر پروانه شكستن هنـر نيست ،

گر شكستيم ز غفلت من و مايي نكنيم...

 

يادمان باشد سر سجاده عشق ،

جز براي دل محبوب دعـائي نكنيم...

 

يادمان باشد از امروز خطائي نكنيم ،

گر در خود شكنيم هيچ صدائي نكنيم...

==========================

1ماهو15 روز دیگه تا پایان جون من

+ نوشته جديد چهارشنبه سی ام بهمن 1387ساعت 20:32 توسط .•° سامان °•. |

من نیستم تا بدانم کیستم
من می روم تا بدانم چیستم
هیچم انگار پوچم انگار
اصل می خواهم ، وصل می خواهم
شاید در این راه  من شوم رسوا ،یا شوم پیدا
شاید که این ره رود به دریا
یا که کویری تشنه از فراق آب و تا قیامت اسیر در چنگال شنها
یا زمینی یخ بسته و لرزان از سرما
یا که بی راهه ای تا ابد به ناکجاها
هیچ کس نمی داند ، هیچ کس نمی فهمد
عاقبت من به کجا رفتم
شاید که رفتم من تابه نزدیک خدا بالا
آری اصل من این بود ،وصل من این بود
تا ابد من با خدا تنها

+ نوشته جديد سه شنبه بیست و نهم بهمن 1387ساعت 20:19 توسط .•° سامان °•. |

باز امشب اين دل ديوانه زنگی

ز نو ميل تو را کرده است

نميدانم چه آهنگی است در سازت

که شوری در دلم اين سان بپا کرده است

شبی در خواب رويای وصالت ديد

به بيداری ولی تعبير بد کرده است

ز هر سو عقل ميگويد مرو بگذر ازين سودا

نميداند دلم اين بار ما را بی سر و گوش وزبان کرده است

اگر چه نرگس مستت لباس مهر بر تن داشت

کمان ابرويت تيری به قلب ما نشان کرده است

+ نوشته جديد سه شنبه بیست و نهم بهمن 1387ساعت 20:13 توسط .•° سامان °•. |

زندگي جز قماري بيش نيست ***شادي و غم هر دو را خود ساختيم

گر به شادي بگذرد ما برده ايم*** گر شود طي دوره غم باختيم

افسانه من به پایان رسیده است

و احساس می کنم که این آخرین منزل من است

دیگر نه بانگ جرس کاروانی

دیگر نه آوای رحیلی

تنهایی آرامگاه جاوید من است

و درد و سکوت

همنشین تنهایی جاودانه من!


+ نوشته جديد سه شنبه بیست و نهم بهمن 1387ساعت 20:6 توسط .•° سامان °•. |

سكوت مي كنم

مي خواهم صداي سوختن قلبم را بشنوم .. باز ..

حرارتش خونم را تبخير مي كند

و چيزي كه نامش اشك است 

 بخار هاي جمع شده ي پشت چشمانم است

كه سرماي فضا بارانشان مي كند .

و قطره خون هايي كه رنگشان را در وسعت چشمانم جا مي گذارندو بي رنگ جاري مي شوند

من مي مانم و چشماني خونين رنگ و قطره خون هاي اشك شده اي كه هزار تكه مي شوند و نابود . 

چه كسي جواب گوي قطره هاي نابود شده ي خون من خواهد بود ؟؟ ..  

كمتر آتش اندازيد .. رگ هايم رو به خشكي مي رود ... تنفسم از دوده در تنگ است ...

كسي رو به مرگ مي رود ...

+ نوشته جديد سه شنبه بیست و نهم بهمن 1387ساعت 19:13 توسط .•° سامان °•. |

بنام زيستن

که نامی تا مرگ بوده و هست

و بعد از آن نيز هم

بنام تولد که آغازی است

برای بودن و بودن فقط ماندن نيست

بلکه ماندگار شدن است

+ نوشته جديد سه شنبه بیست و نهم بهمن 1387ساعت 18:42 توسط .•° سامان °•. |

یادم باشد: حرفی نزنم که دلی بلرزد و خطی ننویسم که کسی را ازار دهد /یادم باشد: که روز و روزگار خوش است وتنها دل من است که دل نیست /یادم باشد: جواب کینه را با کمتر از مهر و جواب دورنگی را با کمتر از صداقت ندهم /یادم باشد: باید در برابر فریادها سکوت کنم و برای سیاهی ها نور بپاشم/ یادم باشد: از چشمه درس خروش بگیرم و از اسمان، درس پاک زیستن /یادم باشد: سنگ خیلی تنهاست ، باید با او هم لطیف رفتار کنم مبادا دل تنگش بشکند /یادم باشد: برای درس گرفتن و درس دادن به دنیا امده ام نه برای تکرار اشتباهات گذشته/ یادم باشد: هر گاه ارزش زندگی از یادم رفت در چشمان حیوان بی زبانی که به سوی قربانگاه می رود زل بزنم تا به مفهوم بودن پی ببرم /یادم باشد: می توان با گوش سپردن به اواز شبانه ی دوره گردی که از سازش عشق می بارد به اسرار عشق پی برد و زنده شد /یادم باشد: گره تنهایی و دلتنگی هر کسی فقط به دست خودش باز میشود/ یادم باشد: هیچگاه لرزیدن دلم را پنهان نکنم تا تنها نمانم.... و یادمان باشد هیچگاه از راستی نترسیم.

+ نوشته جديد چهارشنبه نهم بهمن 1387ساعت 4:54 توسط .•° سامان °•. |

+ نوشته جديد چهارشنبه نهم بهمن 1387ساعت 4:42 توسط .•° سامان °•. |

+ نوشته جديد چهارشنبه نهم بهمن 1387ساعت 4:35 توسط .•° سامان °•. |

+ نوشته جديد چهارشنبه نهم بهمن 1387ساعت 4:19 توسط .•° سامان °•. |

www.joonman.com

 آينه پرسيد : که چرا ديرکرده است؟ نکند دل ديگري او را اسير کرده است؟ خنديدم و گفتم: او

 فقط اسير من است. تنها دقايقي چند تاخير کرده است. گفتم : امروز هوا سرد بوده است

شايد موعد قرار تغيير کرده است. خنديد به سادگيم آينه و گفت : احساس پاک تو را زنجير کرده

 است. گفتم : از عشق من چنين سخن مگوي. گفت : خوابي سالها دير کرده است. در آينه به

خود نگاه ميکنم آه! عشق تو عجيب مرا پير کرده است. راست گفت آينه که منتظر نباش او

 براي هميشه دير کرده است.

+ نوشته جديد چهارشنبه نهم بهمن 1387ساعت 4:15 توسط .•° سامان °•. |

شيطان عاشق خدا بود ...

مي خواست تنها عاشقش باشد...

فرياد زد ...

 خدا نفهميد ! . . .

 خدا بزرگ بود ...

مي خواست عاشقي کند ...

 آدم را آفريد! . . .

سالها پيش آدم خدا را از ياد برد

+ نوشته جديد جمعه چهارم بهمن 1387ساعت 21:39 توسط .•° سامان °•. |

www.joonman.com

+ نوشته جديد شنبه بیست و یکم دی 1387ساعت 16:48 توسط .•° سامان °•. |

+ نوشته جديد شنبه بیست و یکم دی 1387ساعت 16:24 توسط .•° سامان °•. |