(¯`v´¯)به جون من خوش آمدین(¯`v´¯)
+‡+جون من واسه کسانی هستش که تکو تنها هستن واسه خودشون+‡+
شب ها که غمناک، با آتش دل، ره می سپردیم، در زیر باران؛ غمگین تر از ما، هرگز نمی دید چشم ستاره، در روزگاران ! شب ها که دریا، می کوفت سر را بر سنگ ساحل، چون سوگواران؛ *** شب ها که می خواند، آن مرغ دلتنگ، تنهاتر از ماه، بر شاخساران؛ *** شب ها که می ریخت، خون شقایق، از خنجر ماه، بر سبزه زاران؛ چنان دل کندم از دنیا که که شکلم شکل تنهاییست کنون بنگر به حال من شمع داني به دم مرگ به پروانه چه گفت.گفت اي عاشق ديوانه فراموش شوي.سوخت پروانه بر سنگ مزارم بنويسيد: در زندگي بارها بالهايم را گشودم تا همچون پرنده اي سبک بال دل اگر از من گریزد ، وای من غم اگر از دل گریزد ، وای دل ما ز رسوایی بلند آوازه ایم نامور شد ، هر که شد رسوای دل بارش گریه شوق سرخی شرم حضور پیچش موی بلند دور انگشت نوازشگر یار همچو نی می نالم از سودای دل آتشی در سینه دارم جای دل من که با هر داغ پیدا ساختم سوختم از داغ ناپیدای دل آوازهای رنگی خود را ز سر بخوان ! با برگهای قهوه ای و سرخ و زرد خويش
ولي خوب جوابش را داد.گفت طولي نكشد تو نيز خاموش شوي
به پرواز در آيم اما هر بار شکارچي حقيري قلبم را نشانه گرفت و بر زمينم کوفت شايد
مرگ پاياني بر اين پرواز شکست گونه باشد و آغاز رهايي...!
من که می دانم به دنیا اعتباری نیست نیست
بین مرگ و آدمی قول و قراری نیست نیست
من که می دانم اجل ناخوانده و بی دادگر
سر زده می آید و راه فراری نیست نیست


نقش
هزار پرده ای از يادها بکش .....
لختی درنگ کن!
از سطر سطر دفتر يادم
عبورکن!
با من کتاب خاطره ها را مرور کن!
| Design By : www.joonman.com |


