(¯`v´¯)به جون من خوش آمدین(¯`v´¯)
+‡+جون من واسه کسانی هستش که تکو تنها هستن واسه خودشون+‡+
شبـــــــــي غم با دل من گفتــگو کرد. يادمان باشد اگرشاخه گلي چيديم ، وقت پرپر شدنش سوز و نوايي نكنيم... پر پروانه شكستن هنـر نيست ، گر شكستيم ز غفلت من و مايي نكنيم... يادمان باشد سر سجاده عشق ، جز براي دل محبوب دعـائي نكنيم... يادمان باشد از امروز خطائي نكنيم ، گر در خود شكنيم هيچ صدائي نكنيم... ========================== 1ماهو15 روز دیگه تا پایان جون من من نیستم تا بدانم کیستم زندگي جز قماري بيش نيست ***شادي و غم هر دو را خود ساختيم گر به شادي بگذرد ما برده ايم*** گر شود طي دوره غم باختيم مي خواهم صداي سوختن قلبم را بشنوم .. باز .. حرارتش خونم را تبخير مي كند و چيزي كه نامش اشك است بخار هاي جمع شده ي پشت چشمانم است كه سرماي فضا بارانشان مي كند . و قطره خون هايي كه رنگشان را در وسعت چشمانم جا مي گذارندو بي رنگ جاري مي شوند من مي مانم و چشماني خونين رنگ و قطره خون هاي اشك شده اي كه هزار تكه مي شوند و نابود . چه كسي جواب گوي قطره هاي نابود شده ي خون من خواهد بود ؟؟ .. كمتر آتش اندازيد .. رگ هايم رو به خشكي مي رود ... تنفسم از دوده در تنگ است ... كسي رو به مرگ مي رود ... بنام زيستن


من می روم تا بدانم چیستم
هیچم انگار پوچم انگار
اصل می خواهم ، وصل می خواهم
شاید در این راه من شوم رسوا ،یا شوم پیدا
شاید که این ره رود به دریا
یا که کویری تشنه از فراق آب و تا قیامت اسیر در چنگال شنها
یا زمینی یخ بسته و لرزان از سرما
یا که بی راهه ای تا ابد به ناکجاها
هیچ کس نمی داند ، هیچ کس نمی فهمد
عاقبت من به کجا رفتم
شاید که رفتم من تابه نزدیک خدا بالا
آری اصل من این بود ،وصل من این بود
تا ابد من با خدا تنها
باز امشب اين دل ديوانه زنگی
ز نو ميل تو را کرده است
نميدانم چه آهنگی است در سازت
که شوری در دلم اين سان بپا کرده است
شبی در خواب رويای وصالت ديد
به بيداری ولی تعبير بد کرده است
ز هر سو عقل ميگويد مرو بگذر ازين سودا
نميداند دلم اين بار ما را بی سر و گوش وزبان کرده است
اگر چه نرگس مستت لباس مهر بر تن داشت
کمان ابرويت تيری به قلب ما نشان کرده است
و احساس می کنم که این آخرین منزل من است
دیگر نه بانگ جرس کاروانی
دیگر نه آوای رحیلی
تنهایی آرامگاه جاوید من است
و درد و سکوت
همنشین تنهایی جاودانه من!
سكوت مي كنم


که نامی تا مرگ بوده و هست
و بعد از آن نيز هم
بنام تولد که آغازی است
برای بودن و بودن فقط ماندن نيست
بلکه ماندگار شدن است
| Design By : www.joonman.com |


