|
+‡+جون من واسه کسانی هستش که تکو تنها هستن واسه خودشون+‡+
|
||||
| اتماس با ما |
|
|||
شبـــــــــي غم با دل من گفتــگو کرد. يادمان باشد اگرشاخه گلي چيديم ، وقت پرپر شدنش سوز و نوايي نكنيم... پر پروانه شكستن هنـر نيست ، گر شكستيم ز غفلت من و مايي نكنيم... يادمان باشد سر سجاده عشق ، جز براي دل محبوب دعـائي نكنيم... يادمان باشد از امروز خطائي نكنيم ، گر در خود شكنيم هيچ صدائي نكنيم... ========================== 1ماهو15 روز دیگه تا پایان جون من

+
نوشته جديد چهارشنبه سی ام بهمن 1387ساعت 20:32 توسط .•° سامان °•.
|

من نیستم تا بدانم کیستم
من می روم تا بدانم چیستم
هیچم انگار پوچم انگار
اصل می خواهم ، وصل می خواهم
شاید در این راه من شوم رسوا ،یا شوم پیدا
شاید که این ره رود به دریا
یا که کویری تشنه از فراق آب و تا قیامت اسیر در چنگال شنها
یا زمینی یخ بسته و لرزان از سرما
یا که بی راهه ای تا ابد به ناکجاها
هیچ کس نمی داند ، هیچ کس نمی فهمد
عاقبت من به کجا رفتم
شاید که رفتم من تابه نزدیک خدا بالا
آری اصل من این بود ،وصل من این بود
تا ابد من با خدا تنها
+
نوشته جديد سه شنبه بیست و نهم بهمن 1387ساعت 20:19 توسط .•° سامان °•.
|


+
نوشته جديد سه شنبه بیست و نهم بهمن 1387ساعت 20:13 توسط .•° سامان °•.
|

زندگي جز قماري بيش نيست ***شادي و غم هر دو را خود ساختيم گر به شادي بگذرد ما برده ايم*** گر شود طي دوره غم باختيم
و احساس می کنم که این آخرین منزل من است
دیگر نه بانگ جرس کاروانی
دیگر نه آوای رحیلی
تنهایی آرامگاه جاوید من است
و درد و سکوت
همنشین تنهایی جاودانه من!
+
نوشته جديد سه شنبه بیست و نهم بهمن 1387ساعت 20:6 توسط .•° سامان °•.
|

مي خواهم صداي سوختن قلبم را بشنوم .. باز .. حرارتش خونم را تبخير مي كند و چيزي كه نامش اشك است بخار هاي جمع شده ي پشت چشمانم است كه سرماي فضا بارانشان مي كند . و قطره خون هايي كه رنگشان را در وسعت چشمانم جا مي گذارندو بي رنگ جاري مي شوند من مي مانم و چشماني خونين رنگ و قطره خون هاي اشك شده اي كه هزار تكه مي شوند و نابود . چه كسي جواب گوي قطره هاي نابود شده ي خون من خواهد بود ؟؟ .. كمتر آتش اندازيد .. رگ هايم رو به خشكي مي رود ... تنفسم از دوده در تنگ است ... كسي رو به مرگ مي رود ...
سكوت مي كنم

+
نوشته جديد سه شنبه بیست و نهم بهمن 1387ساعت 19:13 توسط .•° سامان °•.
|

بنام زيستن
که نامی تا مرگ بوده و هست
و بعد از آن نيز هم
بنام تولد که آغازی است
برای بودن و بودن فقط ماندن نيست
بلکه ماندگار شدن است
+
نوشته جديد سه شنبه بیست و نهم بهمن 1387ساعت 18:42 توسط .•° سامان °•.
|
