|
+‡+جون من واسه کسانی هستش که تکو تنها هستن واسه خودشون+‡+
|
||||
| اتماس با ما |
|
|||
زندگی خواب و خیالی بیش نیست بغض اندوه و ملالی بیش نیست روح انسان در سیاهی گم شده است آه انسان در تباهی گم شده است ای دل تو نازکای شیشه ها گریه کن بر گور عاشق پیشه ها گریه کن بر این حیرانی ام گریه بر تشویش و سرگردانی ام گریه کن در سوز و ساز بیکسی بر وسیع جانماز بیکسی 
+
نوشته جديد دوشنبه چهاردهم تیر 1389ساعت 19:22 توسط .•° سامان °•.
|

از غم عشق چه میباید کرد؟
می توان قصه نوشت...
شعر سرود...
می توان گریه جانسوزی کرد...
می توان...
می توان از غم عشق ماتم داشت...
+
نوشته جديد دوشنبه چهاردهم تیر 1389ساعت 19:6 توسط .•° سامان °•.
|

باران كند، ز لوح زمين، نقش اشك، پاك
آواز در، به نعرة توفان. شود هلاك
بيهوده مي فشاني اشك اين چنين به خاك
بيهوده مي زني به در، انگشت دردناك.
دانم كه آنچه خواهي ازين بازگشت، چيست:
اين در به صبر كوفتن، از درد بي كسي است.
دانم كه اشك گرم تو ديگر دروغ نيست:
چون مرهمي، صداي تو، با درد من يكي است.
+
نوشته جديد دوشنبه چهاردهم تیر 1389ساعت 18:56 توسط .•° سامان °•.
|

پس از آن غروب رفتن اولین طلوع من باش
من رسیدم رو به آخر تو بیا شروع من باش
شبو از قصه جدا کن چکه کن رو باور من
خط بکش رو جای پای گریه های آخر من
+
نوشته جديد دوشنبه چهاردهم تیر 1389ساعت 17:58 توسط .•° سامان °•.
|


نردبان این جهان ما و منی است *** عاقبت این نردبان افتادنی است
هر که بر این نردبان بالا نشست *** استخوانش سخت تر خواهد شکست .
+
نوشته جديد دوشنبه چهاردهم تیر 1389ساعت 17:51 توسط .•° سامان °•.
|
